تایید /tæʔjiːd/ Noun

English
approval
Italiano
approvazione

Example

  • او سخت مشتاقِ **گرفتنِ تأییدِ** پدرش بود. (او سخت مشتاقِ پذیرش / رضایت — از پدرش بود)
  • She desperately wanted to win her father's approval.
  • استفاده از ساختار مضاف و موصوف (تأییدِ پدر) بسیار رایج است.