کامل (Kāmel) /kɒːmɛl/ Adjective

English
complete
Italiano
completo

Example

  • مجموعه ابزارها اکنون کامل شد (تکمیل گردید / به انتها رسید).
  • The set of tools is now complete.
  • در فارسی، فعل 'شدن' یا 'گردیدن' برای حالت نهایی رایج است.