تا کردن /tɒː kærˈdæn/ Adjective
- English
- folding
- Italiano
- pieghevole / ripiegare
Example
- صندلیهای تاشو (تا کردن / جمع شدن / کوچک شدن) را به ساحل آوردیم.
- We brought folding chairs to the beach.
- تاشو رایجترین و مدرنترین انتخاب برای اشیای قابل حمل است.