واجد شرایط /vɒːdʒed-e-ʃærɒːjet/ Adjective
- English
- qualified
- Italiano
- abilitato
Example
- او یک حسابدار واجد شرایط با ده سال سابقه است. (او حسابداری **صالح** است که ده سال تجربه دارد.)
- She is a qualified accountant with ten years of experience.
- در فارسی مدرن، «واجد شرایط» رایجترین است.