مایل /mɒːjɛl/ Adjective

English
willing
Italiano
disposto

Example

  • بسیاری از مصرف‌کنندگان با کمال میل حاضرند برای محصولات ارگانیک پول بیشتری بپردازند.
  • Many consumers are willing to pay more for organic food.
  • استفاده از «با کمال میل» بسیار گرم و صمیمی است.