یکپارچه‌سازی /yekpɒːrtʃæsɒːziː/ Verb

English
unify
Italiano
unire

Example

  • نرم‌افزار جدید به [یکپارچه کردن] داده‌های مشتریان ما کمک می‌کند.
  • The new software helps unify our customer data.
  • این کاربرد در دنیای تکنولوژی و داده بسیار رایج است.