ساز / ابزار /sɒːz/ NounEnglishinstrument日本語楽器 / 道具Exampleاو ماههاست که دارد یاد میگیرد چطور یک سازِ تازه بنوازد.He has been learning to play a new instrument for months.در اینجا ساز (ساز موسیقی) ارجح است.