عادت داشتن /ɒːdæt dɒːʃtæn/ Adjective

English
used
日本語
慣れる

Example

  • من به خوردن زیاد سر ناهار [عادت ندارم].
  • I'm not used to eating so much at lunchtime.
  • در اینجا 'عادت نداشتن' بار منفی را می‌رساند.