اجتماع /edʒtemɒːʕ/ اسمEnglishcongregation日本語集会Exampleاهل جماعت برخاستند تا سرود مذهبی را بخوانند.The congregation stood to sing the hymn.استفاده از 'اهل جماعت' حس صمیمیت و تعلق را منتقل میکند.