علف /ælæf/ NounEnglishweed日本語雑草Exampleحیاط پُر از علف هرز شده بود. (علف هرز / خار و خاشاک / گیاهان مزاحم)The yard was overgrown with weeds.استفاده از 'شده بود' برای بیان حالت استمراری گذشته رایج است.