آرنج /ɒːɾændʒ/ NounEnglishelbow日本語肘Exampleاو با «آرنج» به پهلویم زد. (آرنج / کوع / زانوچه دست) — او با آرنج به پهلویم زد.She jabbed him with her elbow.استفاده از آرنج برای ضربه زدن در محیطهای شلوغ رایج است.