راحتی /rɒːhætiː/ Noun

English
convenience
日本語
便利

Example

  • ما صندلی‌هایی را برای آسایشِ مشتریانِ خود فراهم کرده‌ایم.
  • We have provided seats for the convenience of our customers.
  • استفاده از «آسایش» لحنی گرم و مشتری‌مدار دارد.