نفس راحت کشیدن /næfæse rɒːhæt keʃiːdæn/ AdjectiveEnglishrelieved日本語ほっとするExampleوقتی خبر خوب را دادم، صدایش از اینکه «آسوده» شده بود، مشخص بود.She sounded relieved when I told her the news.استفاده از آسوده در اینجا بسیار گرم و صمیمی است.