آوار /ɒːˈvɒːr/ NounEnglishdebris日本語瓦礫Exampleانفجار باعث شد منطقه پوشیده از **آوار و پارهپارهها** شود.The explosion left the area covered in debris.استفاده از ترکیب «آوار و پارهپارهها» برای تأکید بر حجم و پراکندگی.