بدترین /bæd.tæɾiːn/ Adjective

English
worst
日本語
最悪

Example

  • این بدترین سخنرانی بود که او تا به حال ایراد کرد.
  • It was by far the worst speech he had ever made.
  • استفاده از 'ایراد کرد' به جای 'گفت' برای رسمی‌تر شدن لحن.