معکوس /mæʔkuːs/ Adjective

English
reverse
日本語

Example

  • ما در جهتِ «وارونه» سفر کردیم.
  • We traveled in the reverse direction.
  • استفاده از «وارونه» برای جهت‌گیری فیزیکی رایج‌تر است.