تداعی کردن /tædɒːˈjiː kærˈdæn/ Verb

English
evoke
日本語
呼び起こす

Example

  • موسیقی، خاطرات جوانی‌اش را در من [برانگیختن].
  • The music evoked memories of her youth.
  • استفاده از 'در من' برای تأکید بر تأثیر درونی.