تحریک کردن /tæhɾiːk kæɾdæn/ Verb

English
provoke
日本語
挑発する

Example

  • اعلامیهٔ جدید، طوفانی از اعتراضات را **برانگیخت**.
  • The announcement provoked a storm of protest.
  • اینجا برانگیختن بار سیاسی و اجتماعی دارد.