رندر کردن /ɾɛndɛɾ kær dæn/ Verb

English
render
日本語
描画する / 提供する

Example

  • انفجار، ساختمان را در وضعیتی ناامن [برآورد کرد/نمود].
  • The explosion rendered the building unsafe.
  • در اینجا، 'برآوردن' حسِ 'تبدیل کردن به' را دارد.