بستن /bæsˈtæn/ VerbEnglishbind日本語縛るExampleآنها زندانی را به صندلی [بستن] (گره زدن / مُقَیَّد کردن) کردند.They bound the prisoner to the chair.بستن در اینجا به معنای فیزیکی و محکم کردن است.