بیدار شدن /biːdɒːr ʃodæn/ VerbEnglishwake日本語目覚めるExampleمن همیشه صبحهای تابستان زود [برخاستن / بیدار شدن / هوشیار شدن] میشوم.I always wake early in the summer.استفاده از «برخاستن» کمی ادبیتر است.