بردن /hæml kær dæn/ Verb

English
carry
日本語
運ぶ

Example

  • او کیسه بزرگی از خریدهایش را به خانه می‌بُرد.
  • He was carrying a large bag of groceries home.
  • در فارسی، «بردن» برای اشیای قابل حمل روزمره بسیار رایج است.