بریدن /boɾiːdæn/ VerbEnglishcut日本語切る(きる)Exampleانگشتش را با تکهای شیشه، **برید** (جراحت انداخت / شکافت).She cut her finger on a piece of glass.اشاره به آسیب ناگهانی که نیاز به مراقبت دارد.