کاغذبازی /kɒːɣædzbɒːziː/ NounEnglishbureaucracy日本語お役所仕事Exampleسیاست جدید هدفش کم کردنِ **بوروکراسیِ** غیرضروری است.The new policy aims to reduce unnecessary bureaucracy.بوروکراسی در فارسی مدرن بسیار رایج است.