فوت کردن /fuːt kærˈdæn/ Verb

English
blow
日本語
吹く

Example

  • به اندازه‌ی کافی قوی «دمیدن» (فوت کردن / وزیدن / دمیدن) تا کاغذ جابه‌جا شود.
  • You're not blowing hard enough to move the paper.
  • دمیدن برای اعمال نیروی دهانی رایج است.