وسواسی /væsvɒːsiː/ AdjectiveEnglishfastidious日本語几帳面Exampleاو در مرتب نگه داشتن محیط کارش، **بسیار دقیق عمل میکند**.She is fastidious about keeping her workspace neat.استفاده از فعل «عمل کردن» به جای صفت، لحن مدرنتری میدهد.