درگیر کردن /dærˈɡiːr kærˈdæn/ Verb

English
involve
日本語
関わる

Example

  • این شغل، «دربرمی‌گیرد» (شامل بودن / مستلزم بودن / درگیر کردن) سفرهای زیادی را.
  • The job involves a lot of travel.
  • در اینجا، «دربرگرفتن» برای اشاره به محتوای شغل مناسب است.