در طول /dær tuːl/ PrepositionEnglishduring日本語〜の間 (〜のあいだ)Exampleاو در طولِ (در جریانِ / در مدتِ) بحران آرام ماند.She stayed calm during the crisis.در فارسی، «در طولِ» برای بازههای زمانی طولانیتر رایج است.