ملوان /mællɒːn/ NounEnglishsailor日本語船乗りExampleدریانوردِ با تجربه طنابها را پیش از طوفان بررسی کرد.The sailor checked the ropes before the storm.استفاده از «دریانورد» لحنی فاخرتر از «ملوان» دارد.