دستگاه /dæstɡɒːh/ Noun

English
device
日本語
デバイス

Example

  • او از یک دستگاه ردیاب برای پیدا کردن کلیدهایش استفاده می‌کند.
  • He uses a tracking device to find his keys.
  • استفاده از «دستگاه» برای اشاره به گجت‌های کوچک رایج است.