مضطرب /moz.tæɾeb/ AdjectiveEnglishanxious日本語不安Exampleاتوبوس دیر کرده بود و سارا شروع به **دلواپس شدن** کرد.The bus was late and Sue began to get anxious.استفاده از فعل مرکب «دلواپس شدن» بسیار رایجتر از صفت «دلواپس بودن» است.