دعا /doˈʔɒː/ Noun

English
prayer
日本語
祈り

Example

  • او زمزمه‌ای خاموش از [دعا — نیایش / مناجات] برای خانواده‌اش کرد.
  • She whispered a silent prayer for her family.
  • استفاده از «زمزمه» حس صمیمیت را تقویت می‌کند.