خردمند /xærædmænd/ AdjectiveEnglishwise日本語賢明Exampleاو به من توصیهای بسیار «دانا» (دانا / خردمند / بصیر) در مورد مسیر شغلیام داد.She gave me some very wise advice about my career.استفاده از «دانا» در اینجا لحنی گرم و مشورتی دارد.