مدیریت کردن /modiriːjæt kær dæn/ VerbEnglishmanage日本語管理するExampleاو [اداره کردن] یک تیم ده نفره از توسعهدهندگان را بر عهده دارد.She manages a team of ten developers.استفاده از «بر عهده داشتن» حس مسئولیتپذیری را تقویت میکند.