اقتصاد /eqteˈsɒːd/ NounEnglisheconomics日本語経済Exampleاو تصمیم گرفت در رشتهٔ اقتصاد تحصیل کند تا روندهای بازار را **بفهمد**.He decided to major in economics to understand market trends.استفاده از فعل 'فهمیدن' به جای 'درک کردن' صمیمیتر است.