اجباری /edʒbɒːˈriː/ AdjectiveEnglishmandatory日本語必須Exampleجرم ارتکابی، حکم حبس ابدِ **الزامی** را به همراه دارد. — مجازات این تخلف، حکم ابدِ **بایدی** است.The offence carries a mandatory life sentence.در متون حقوقی، 'الزامی' بسیار رایج است.