اثبات کردن /esbɒːt kær dæn/ VerbEnglishprove日本語証明するExampleامیدوارند این مدرک جدید، بیگناهی او را **اثبات کند**.They hope this new evidence will prove her innocence.در اینجا، «اثبات کند» (فعل کمکی) به کار رفته است.