افشا کردن /æfʃɒː kærˈdæn/ Verb

English
disclose
日本語
開示

Example

  • شرکت نتوانست ریسک‌های نرم‌افزار جدید را فاش کند — از برملا کردن / آشکار ساختن / پرده برداشتن.
  • The company failed to disclose the risks of the new software.
  • در اینجا «فاش کردن» بار معنایی افشای اطلاعات محرمانه دارد.