ست کردن /sæt kær.dæn/ Adjective

English
matching
日本語
調和 (Chōwa)

Example

  • دو خواهر لباس‌هایی با طرحی **همخوان** پوشیده بودند. (همخوان / جور / متناسب) — از نظر ظاهری کاملاً به هم می‌آمدند.
  • The two sisters wore matching outfits.
  • همخوان برای لباس و ظاهر بسیار رایج است.