حساس /hæsɒːs/ Adjective

English
sensitive
日本語
繊細

Example

  • او مردی بسیار حساس و دلسوز است. (او مردی بسیار حساس و دلسوز است.)
  • He is a sensitive and caring man.
  • تأکید بر جنبه‌ی عاطفی و همدلانه.