جراحی /dʒærrɒːhiː/ NounEnglishsurgery日本語手術Exampleاو پس از عملِ [جراحی] قلب، در حال بهبودی است.He is recovering from heart surgery.استفاده از 'عمل' به جای 'جراحی' در محاوره رایجتر است.