جای‌گذاری /dʒɒːɡozɒːɾiː/ Noun

English
placement
日本語
配置

Example

  • این آژانس خدمات جامعِ **جای‌گذاریِ** شغلی ارائه می‌دهد.
  • The agency provides a comprehensive job placement service.
  • جای‌گذاری در اینجا به معنای یافتن شغل برای افراد است.