کف /kæf/ Noun

English
floor
日本語
床(ゆか)

Example

  • کودکان با اسباب‌بازی‌هایشان رویِ کَف (سطح / زمین) بازی می‌کردند.
  • The children were playing with their toys on the floor.
  • کفِ خانه محلی برای نشستن و بازی است.