خشکسالی /xoʃksɒːliː/ Noun
- English
- drought
- 日本語
- 干ばつ
Example
- کشاورزانِ ما پس از دو سال خشکسالیِ شدید، با نابودی روبهرو هستند. (خشکسالیِ شدید / کمآبی / قحطی) — کشاورزان با نابودی روبهرو هستند.
- Farmers are facing ruin after two years of severe drought.
- خشکسالی (Khoshksāli) رایجترین و خنثیترین واژه است.