کودکی /kuːdæˈkiː/ Noun
- English
- childhood
- 日本語
- 子供時代
Example
- او کودکیاش را در روستایی کوچک گذراند. (کودکی / طفولیت / ایام خردسالی) — او تمام دوران کودکیاش را در روستایی کوچک گذراند.
- She spent her childhood in a small village.
- استفاده از ضمیر پیوسته «اش» برای مالکیت رایج است.