وصله /væs.læ/ Noun

English
patch
日本語
修正

Example

  • سگ سیاهی با لکهٔ سفیدی روی پشتش دیده شد. (لکه / وصله / تکه)
  • A black dog with a white patch on its back.
  • لکه برای رنگ یا علامت روی پارچه یا پوست رایج‌تر است.