معمولاً /mæmˈuːlæn/ Adverb

English
typically
日本語
通常

Example

  • تراشه‌های استاندارد **معمولاً** برای پایگاه‌های داده به کار می‌روند.
  • The standard chips are typically used for databases.
  • استفاده از معمولاً در اینجا ساختار طبیعی فارسی را حفظ می‌کند.