جدا /dʒodɒː/ Adjective

English
separate
日本語
分ける

Example

  • آن‌ها شروع به خوابیدن در اتاق‌های مجزا کردند.
  • They have begun to sleep in separate rooms.
  • استفاده از مجزا برای تفکیک فضاهای زندگی رایج است.