موقعیت /mowɢeʔijæt/ Noun
- English
- occasion
- 日本語
- 機会
Example
- ما به مناسبتهای متعددی برای بحث درباره پروژه دیدار کردهایم. (دیدار کردن / ملاقات کردن / گفتگو کردن)
- We have met on several occasions to discuss the project.
- استفاده از «به مناسبتِ» برای بیان دلیل یا زمان وقوع بسیار رایج است.