مست /mæst/ Adjective

English
drunk
日本語
酔っ払い

Example

  • آن‌ها به وضوح بیش از حد مَست بودند که رانندگی کنند.
  • They were clearly too drunk to drive home.
  • استفاده از «مست» در اینجا کاملاً طبیعی است.